حامد نیک پی

خبرت هست؟ که از خویش خبر نیستمرا

گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا

گر سرم در سر سودات رود نیست عجب

سر سوای تو دارم غم سر نیست مرا

بی‌ رُخت اشک همی بارم و گل می‌کارم

غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا

/ 1 نظر / 43 بازدید
غزل

خیلی قـــشنگ بود[گل] مخصوصا: گذری کن که ز غم راه گذر نیـــــست مرا...