اگه اسمشو بشه اثر ادبی گذاشت 5 ...

دلم در دست باد است و هوایت می کند هر دم  /  
ندانی بی تو افزون گردد این غمخواری و دردم
در این آشوب و هرج و مرج دنیا گم نمی گردم  /
چه آرامم؟ خورم افسوس, آخر با که سر کردم
همین خط خیالی می رود اما نمی داند  /
زمین, روحش در این تنهایی و محنت نمی ماند
نگاه آسمان بر دوش او سنگینی اندازد  /
چرا شِکوه اگر خاکش برایت شعر می سازد
همین خاکش وفادار نگاه آسمان گردید  /
به هر قطره ز چشم او سراسر شادمان گردید
چرا آدم نمی فهمد غرور خاکت هایت را  /
زمین ! دوری مکن از دل که میخواهم هوایت را

 

       " نمهر "  ( با بزرگواری استاد ارجمندم )

/ 4 نظر / 3 بازدید
نور امید بخش !

به به ! عالی بود !

شانا

چرا آدم نمی فهمد غرور خاکهایت را زمین دوری مکن از من که می خواهم هوایت را ---------------------------------------- حرف دیگه ای ندارم . فقط اینکه منتظرم کتابت چاپ بشه با عشق بهم تقدیم کنی ![چشمک] منتظرما ! قولشو به کس دیگه ای ندی !!!

OrD-behesht

[تعجب] khodeti?!!!!! motmaenni? baba eival...harf nadasht.[قلب]

شانا

***یکی*** یه چیزی گفت . در جوابش گفتم بیشین مینیم بااااااا گفت کی گفته تو بری دانشگاه ؟ حالا من یه چیزی گفتم . در جوابم گفتی بیشین مینیم باااااااا حقشه بهت بگم : کی گفته تو بیای دانشگاه ؟؟؟؟؟[قهر] _____________________________ امیدوارم لیقات تعریفتونو داشته باشه ؟؟؟؟؟[تعجب] حرف نداشت ... خجالتم نده پی نوشت : جریان همون مسخه که گفتم