جوانه حضور

ذهن خیال پرداز من است دیگر

از کاه ، کوه می سازد

کوه هایی که شکوه آفرین نیستند

در عوض تا دلت بخواهد سدی می شوند بر سر شاهراه عقل

آن قدر از حضور لبریزی که اینجا کوهستان شده است

میان کوه ها اما سراب هایی هست هنوز

می دوم سمتشان

که ناگهان عطر حضورت می آید و کوهی دیگر

آرزویم دیدن آن روزی است که یکی از کوه هایت زیر پای من جوانه بزند !

لحظه ای که اوج می شوم و اوج

خود اوج ...

 

" نمهر "

/ 1 نظر / 13 بازدید
FB

این قسمتش عااااالیه.."آنقدر از حضور لبریزی که اینجا کوهستان شده است..."