یک روز فراموش نشدنی !!!

رمز عابربانکم یادم رفته بود . خلاصه دستگاه کارتمو ضبط کرد . روم به دیوار , خر بیار و باقالی بار کن !

حالا از بخت خوشگل و موشگل من , کارت به اسم خودم نبود . مرده هم گیر داده صاحب کارت باید با کارت شناساییش بیاد . حالا بیا حالیش کن که صاحب کارت یه شهر دیگه ست . با یه قیافه کاملا ضایع اومدیم بیرون . حالا 100 سال سیاه کسی رو نمی بینی ولی الان با این ابروهای گره خورده و قیافه عبوس آشنا می بینی فرت و فرت ...

آبجیم گفت هر چی کارت شناسایی و مدرک داری بیار ببریم ببینیم کارتو میده یا نه ؟!

خلاصه رفتیم بانک ملت دانشگاه و در حقم گپ تری کرد و کارتو واسم گرفت . حالا این دفعه از خوشحالی حالیم نبود هیچی ...

دستت درد نکنه آبجی !

/ 10 نظر / 66 بازدید
حس سبز

سلام دوست من.وب جالب و زيبايي داري.اگه مايل به تبادل لينك بودي منو بي خبر نذار.مرسي. "دوستدار تو حس سبز"

شانا

واقعا دمت گرم ! خیلی باحال نوشتی !! البته باید از زبان شاهدان ماجرا هم یه سری اطلاعات اضافه بشه که در بخش های بعدی ایشالا! ماجرای امروزو چی ؟! نمیخوای بنویسی ؟ "" رمزو زدی گفت کارت به دلیل اشکالات فنی مسدود شده . تازه کارتتم ضبط کرد!!!!"""[نیشخند]

شانا

قسمت اول - از زبان شاهد ماجرا!!! وااااااای خدای من !‌عجب قیافه ای داشتی دیروز !شب به خواب آدم نیاد[نگران] تلفنی داشت با باباش حرف میزد : لب و لوچه اش مثه این : [نگران] چشاش پره اشک ، ابروهاش هم این شکلی : \/ حالا دیگه خودت اینارو بذار کنار هم ببین چی میشه . هرچی بهش میگی : آتوس یه دقیقه قطع کن برات بگم چی شده . همین جور به شدت و حدت قیافه اش افزوده میشد با سرعت ثابت ! اینقدر هم تند راه میره که نفسم گرفت دنبالش دویدم : آتو...س آ....ت...وس وایسا یه دقیقه وایسا ! یه دقیقه وایسا به من نگا کن ... مگه فایده داره . همین جور داره تون تون ! راه میره . هرچی دستشو میکشی . صداش میکنی . مگه فایده داره ... هیییییییی .... حالا اومدیم تو خوابگاه میبینیم فامیل ننوشته ! با این اخلاقش کلی گیر داده آخه چرا فامیل رو نمینویسن ؟![عصبانی]

شانا

قسمت دوم - هم چنان از زبان شاهد ! تو راه هم که گوله موج منفی . نه ...من میدونم نمیدن ...نمیشه ...مسخره مون میکنن ...آخه من که کارتو ندزدیم ... نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه !! واااااااااای خدا . باید وقتی باهاش هستی یه گونی پر از جواب دستت باشه وگرنه باید بری دنبال یه دیوار خوب بگردی !!! : تجربه کسب میکنیم ...تیریه تو تاریکی...خوب اینقدر بخندن تا بمیرن ...امیدداشته باش ...موج منفی نده ...اه چقدر مقابله با تو سخته ![کلافه] - حالا چی بگیم ؟ ما خوابگاهی هستیم ...ما ...اون ...ما ... من نمیدونم . چی میخوایم بگیم آخه ؟ من هیچی نمیگم - من میگم . - چی میگی ؟؟؟؟؟ - الان نمیدونم . بذار رفتیم تو موقعیت میگم . [کلافه] حالا رفتیم تو بانک . یارو کات رو گذاشته جلوش . ندیده ! همین جور داره توضیح میده ...! ای خداااااااااااااااااااااااااااا بعد از بانک که اومدیم بیرون [ماچ][ماچ][ماچ] منم که ...[خجالت][خجالت][خجالت] البته به نظر خودم که کاری نکردم نمیدونم چرا از من تشکر کردی [سوال] بعدش هم برامون بشتنی خرید ! ساعت 12 داشتیم بستنی لیس میزدیم ![خوشمزه]

شانا

قسمت سوم - اینم یه نقل قول : ""ایشالا دستگاه همیشه کارتت رو بخوره مدرک ببری پس بده !"" حالا جریان تلفن خواهرم و قضیه خرید و بعد موبایلت و اون جایی که گفتی من دارم میخوابم !!!!! بماند [نیشخند][چشمک][زبان] امشب هم که کم از دیروز و دیشب نبود ! دستگاه دوباره کارتت رو خورد ! حالا امروز گیر دادی که چرا کارتت رو به آسونی بهت پس دادن ! امشب هم صندلی برگشت و من افتادم ... ماجرا رو که خودت دیدی . یه حرفی زدی که از خنده داشتم خفه میشدم : ""حالا از پشت افتادنش هیچ ...پاش دون دون شده !""[خنده][قهقهه][خنده] آخرش هم همه چی تو جزوه اش پیدا کردی ! الا اون سوال که میخواستی [نیشخند][خنده] هییییییییییییییییی...خدایا شکرت ! خییییییییییییییییییییییییییییییلی جیگری .عاشقتم[قلب][ماچ][گل]

شانا

راستی علیک سلام !!!

شانا

تو جمله های اولیت دو تا دانشگاه دیگه میاوردی جو کلا فرهنگی شه !

شانا

این پست رو خیلی دوست دارم . [قلب] اسمشو بذار " هرچی شانا دوست داره 1 "! اینا همش خاطره میشه !(‌فک کنم همین الان شده باشه !)

شانا

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد زمان دربستر شب خواب و بیدار است سیاهی تار می بندد چراغ ماه ، لرزان از نسیم سرد پاییز است دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است به هر سو چشم من رو می كند فرداست سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند . . .قناری ها سرود صبح می خوانند ، من آنجا چشم در راه توام ناگاه تو را از دور می بینم كه می آیی تو را از دور می بینم كه می خندی . . .تو را از دور می بینم كه می خندی و می آیی ، نگاهم باز حیران تو خواهد ماند ، سراپا چشم خواهم شد ، تو را در بازوان خویش خواهم دید ، سرشك اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد . . .تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم شست برایت شعر خواهم خواند برایم شعر خواهی خواند تبسم های شیرین تو را با بوسه خواهم چید

شانا

راستی اون""" آفامون """"که گفتی ناراحت میشه کیه کلک ؟؟؟!!![مغرور] پی نوشت : خودش خدای سوتی دادنه ها . ولی فقط بلد سوتی بقیه رو بگیره . وای وای وای وای وای وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!