مطالب منتشر شده به هیچ عنوان خطاب به هیچ شخص یا موجود زنده ای نبوده و نخواهند بود !

سلام

امروز توی دانشگاه کلاس که نداشتم , اما بیشتر از هر روز دیگه رفت و آمد داشتم توی دانشگاه ...

یه بار رفتم واسه انجام پرینت و گرفتن تمرینا از انتشارات و پول گرفتن از عابربانک و کلی کار دیگه ! بجز پرینت به هیچکدوم از کارام نرسیدم . برگشتم خوابگاه ! دوستم گفت میرم بیرون تو هم بیا هم من تنها نباشم هم کاراتو انجام بدیم . رفتیم دانشگاه . نگهبان که هیچوقت گیر نمیده , حالا این یه بار توی زندگیم که کارت دانشجویی نبردم گفت : خانوم کارت !

هرچی بهش گفتم که بابا جان من 2 دقیقه پیش از جلو چشمت رد شدم!

گفت : دلیل نمیشه ...

کم مونده بود باهاش دست به یقه بشم ! آخر به عنوان مهمان دوستم وارد شدم . اما ای کاش وارد نشده بودم !

 


رمز عابربانکم یادم رفته بود . خلاصه دستگاه کارتمو ضبط کرد . روم به دیوار , خر بیار و باقالی بار کن !

حالا از بخت خوشگل و موشگل من , کارت به اسم خودم نبود . مرده هم گیر داده صاحب کارت باید با کارت شناساییش بیاد . حالا بیا حالیش کن که صاحب کارت یه شهر دیگه ست . با یه قیافه کاملا ضایع اومدیم بیرون . حالا 100 سال سیاه کسی رو نمی بینی ولی الان با این ابروهای گره خورده و قیافه عبوس آشنا می بینی فرت و فرت ...

آبجیم گفت هر چی کارت شناسایی و مدرک داری بیار ببریم ببینیم کارتو میده یا نه ؟!

خلاصه رفتیم بانک ملت دانشگاه و در حقم گپ تری کرد و کارتو واسم گرفت . حالا این دفعه از خوشحالی حالیم نبود هیچی ...

دستت درد نکنه آبجی !


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠ | ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : نیکی آتوس | نظرات ()